و مسافران آن دیار حاضر بودند پول هنگفتی بدهند تا روی صندلی های جرم گرفته ی پلاستیکی بنشینند و از پشت شیشه های کوچکِ رسوب گرفته، هاله ی محوی از شمایلِ چند ماهیِ افسرده و لاغر را تماشا کنند و الکی از تعجب و بلاهت، دهانشان را باز کنند و با آرنج به بغل دستی شان بزنند که: "اَ. اینو نگاا." بعد، موقع پیاده شدن از آن زیردریایی شرم آور، لبخندهای احمقانه ای به هم بزنند که یعنی: "چه خوش گذشت." و با نگاهی حاکی از رضایت و قدرشناسی، نفری یک ساندیس هفت میوه دریافت کنند چون روی بلیطشان از قبل نوشته شده بوده: با عصرانه.
بله. نسل این گونه نوادر -درنهایت تاثر و اندوه- هنوز منقرض نشده است.
+
نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 16:29 توسط lined
|