- یک عدد معدل بالای ۱۷- برای امتحانات معوقه ی ترم چهارم
- همه ی دوست های خوبم؛ همّه ی همّه شان باهم- شاد و آرام
- به اندازه ی پر کردن روزهام، روزهای زیاد و طولانی م: کتاب خوب- فیلم خوب- موسیقی خوب
- لباس و کیف و کفش و این های جدید- زیاد؛ هرچندتا
- سفرهای درون شهریِ چند ساعته به خیلی جاها- به باغ موزه و باغ هنر ایرانی و باغ فردوس و امامزاده صالح، مثلن
- تئاتر. تئاتر خوب- به اتفاق دوست هام
- یک برنامه ی منسجمِ کافه، موزه و گالری گردی
- حجم نامعینی تازگی؛ تجربه ی تازه، آدم تازه، آرام- گاه ها و آرام- بخش های تازه
همین ها فعلن. بلاخره یک روز همه ی پس اندازم را بر می دارم می روم توی نزدیک ترین فروشگاه و همه شان را می خرم و می ریزم توی صندوق عقب ماشین. بعد سر فرصت می نشینم به جا به جا کردن نایلون ها و پخش می کنمشان توی روزها. آره. همین کار را می کنم. فردا پس فردا نهایتن.
|آرزوهای مثلنی ام|