تبليغاتX
خط خطی -
- یک سفر هر چند روزه به یک جای خوب و قشنگ و بکر- حاوی مقادیر زیادی آرامش، سکوت و خوشی

- یک عدد معدل بالای ۱۷- برای امتحانات معوقه ی ترم چهارم

- همه ی دوست های خوبم؛ همّه ی همّه شان باهم- شاد و آرام

- به اندازه ی پر کردن روزهام، روزهای زیاد و طولانی م: کتاب خوب- فیلم خوب- موسیقی خوب

- لباس و کیف و کفش و این های جدید- زیاد؛ هرچندتا

- سفرهای درون شهریِ چند ساعته به خیلی جاها- به باغ موزه و باغ هنر ایرانی و باغ فردوس و امامزاده صالح، مثلن

- تئاتر. تئاتر خوب- به اتفاق دوست هام

- یک برنامه ی منسجمِ کافه، موزه و گالری گردی

- حجم نامعینی تازگی؛ تجربه ی تازه، آدم تازه، آرام- گاه ها و آرام- بخش های تازه

همین ها فعلن. بلاخره یک روز همه ی پس اندازم را بر می دارم می روم توی نزدیک ترین فروشگاه و همه شان را می خرم و می ریزم توی صندوق عقب ماشین. بعد سر فرصت می نشینم به جا به جا کردن نایلون ها و پخش می کنمشان توی روزها. آره. همین کار را می کنم. فردا پس فردا نهایتن.

|آرزوهای مثلنی ام|

+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 0:32 توسط lined |